تبليغاتX
تابش87
 

آخرين نصيحت من - كه مهمترينش هم هست - توجه به معنويّت و اخلاق است. عزيزان من! همه شما - پيرتان، جوانتان، روحانيتان، غير روحانيتان، بخشهاى اقتصاديتان، بخشهاى فرهنگيتان، بخشهاى مربوط به جهات انسانى - بايد خودتان را سرباز دين بدانيد و همّت شما اين باشد كه مردم متديّن شوند.البته اعتقاد من اين است كه بخشهاى اقتصادى ما اگر مى‏خواهند مردم متديّن شوند، معاش مردم را تأمين كنند؛ چون «من لامعاش له لامعادله» اگر بخشهاى اقتصادى دولت، معاش مردم را تأمين كردند، مردم متديّن خواهند شد. مسأله استقرار معنويّت و جلوگيرى از مظاهر فساد يا شيوع فساد يا شيوع بى‏دينى و بخصوص تظاهر به اين معنا، جزو كارهاى واجب است.

در دیدار با رییس جمهور و اعضای هییت دولت                  ۰۵/۰۶/۸۰

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم خرداد 1387ساعت 17:19  توسط مصطفی  | 

 

 

شايعه از طبيعي‌ترين پديده هاي اجتماعي و يكي از رايج ترين شيوه‌هاي كنش متقابل است كه تاكنون كمتر شناخته شده است . شايعه يك مقولة اجتماعي و رواني با ابعاد گسترده‌اي است كه ابعاد مختلف آن به ويژه در زمانهاي بحراني ( مثل زمان جنگ ) ، حالتي به مراتب حادتر به خود مي‌گيرد . هر چند كاركردهاي اجتماعي شايعه كاملاً شناخته نيست ، اما بيشتر در وضعيتهاي « ناهنجاري» در جامعه به وقوع مي‌پيوندند ، اين بدان معني است كه شايعه گزارش تأييد نشده‌اي از وقايع است كه به تعريف و تبيين وضعيتهاي مهمي كه به صورت دو پهلو ظاهر مي‌شود كمك مي‌كند .

شايعه پيامي است كه به طرز غير رسمي (معمولاً دهان به دهان ) منتقل مي‌شود و به موضوعي مربوط مي شود كه تحقيق در صحت و سقم آن مشكل است . شايعه شامل اطلاعاتي مي‌شود كه براي مردم اهميت دارد . البته ممكن است بخشي از شايعه حقيقت داشته باشد ، هر چند مي‌توان گفت كه اين حكم همواره صادق نيست .

شايعه چيست و در چه موقعيتهايي رواج مي‌يابد ؟

شايعه پيامي است كه در ميان مردم رواج مي‌يابد ، ولي واقعيتها آن را تأييد نمي‌كند . شايعه در موقعيتهايي رواج مي‌يابد كه مردم مشتاق خبر باشند ولي نتواند آن را از منابع موثق دريافت كنند . هر گاه آدمها مشتاق خبرگيري دربارة قضيه‌اي باشند ، به هر نوع اطلاعاتي در اين باره متوسل مي‌شوند و سپس آن اطلاعات را در ميان خودشان پراكنده مي‌سازند .

از نظر جامعه‌ شناسي ، پديده شايعه فرايندي است كه از طريق آن ، اخباري پخش و اغلب قلب مي‌شود، بدون آنكه از مجراهاي رايج گذشته باشد . شايعه مي‌تواند از يك اطلاع نادرست منشاء بگيرد يا آنكه منبع آن اطلاعي درست ولي اغراق آميز و در هم باشد . آن خبر از فردي به فرد ديگر و از گروهي به گروه ديگر منتقل مي‌شود ، بدون آنكه منشاء آن مشخص يا دلايل قطعي دربارة صحت آن وجود داشته باشد .


شكل گيري شايعه

شايعه معمولاً در زمينه‌اي از ابهام و تنش كه تحت آن هنجارها يا باورها زير سؤال رود خطراتي وجود داشته باشد يا رفاه كافي در دسترس مردم نباشد ، گسترش مي‌يابد . همه اين وضعيتها باعث نگراني و توجه مي‌شود . اين احساسات انگيزه لازم براي گوش دادن به شايعه و انتقال آن به ديگران را فراهم مي‌آورد .

شايعه بيش از هر چيز از اهميت و ابهام در موضوع تغذيه مي‌شود . اين دوعامل بيانگر كنش متقابل زمينه‌هاي فردي و جمعي در شكل گيري و رواج شايعه است .

در انتقال شايعه سه عمل ادراك ، به حافظه سپردن و گزارش كردن از فردي به فرد ديگر طي مي‌شود . اين مراحل در روند رواج شايعه از يك فرد به فرد ديگر متناسب با دفعات انتقال ، تقويت مي‌شود و به طور طبيعي به كاستني‌ها و افزودني‌هايي بر اصل مطلب منتهي مي‌گردد .

بدين‌ترتيب شايعه از مراحل اولية شكل‌گيري تا تبديل آن به گزارش نسبتاً ثابت ، با سه روند اصلي زير ارتباط دارد :

تسطيح  يعني حذف برخي جزئيات كه به نظر ناقلان شايعه ، غير مهم و كم اهميت تلقي مي‌شود . به بيان ديگر  هر قدر شايعه بيشتر نشر يابد رفته‌رفته كوتاه‌تر و فشرده‌ تر و مختصرتر مي‌گردد .

برجستگي  بدين معنا كه برخي جزئيات در طي جريان انتقال شايعه پايداري قابل ملاحظه دارد .

همانند سازي بدين معنا كه ناقلان شايعه براساس منافع خويش موضوع شايعه را مفهوم و متناسب مي‌كنند .

 

انواع شايعه

پژوهشگران براي تقسيم بندی شايعه تلاش های فراوانی كرده‌اند ، اما از آنجا كه روابط اجتماعي به هم پيوسته و انگيزه‌ةاي دروني انسانها متفاوت است . نمي‌توان تقسيمي فراگير به دست داد كه در همه جا مأخذ و قابل انطباق باشد .

 

انواع شايعه را به شرح زير مي‌دانند:

شايعه‌هاي خزنده : شايعه‌هايي كه به آرامي منتشر مي‌شود و مردم آن را به طور پنهاني و پچ‌پچ كنان و در گوشي به يكديگر منتقل مي‌كنند ، نهايتاً در همه جا پخش مي‌گردد .

شايعه‌هاي تند و سريع : شايعه‌هايي است كه چون آتش به خرمن مي‌افتد . اين نوع شايعه‌ها در زماني كوتاه ، گروه وسيعي را تحت پوشش مي‌گيرد . آنچه دربارة حوادث و فجايع ، پيروزيهاي درخشان يا شكست‌ها در زمان

جنگ انتشار مي‌يابد از اين نمونه است . از آنجا كه اينگونه شايعه‌ها بارهيجاني و عاطفي فراوان دارد و هيجانهايي چون وحشت ، خشم و خوشحالي ناگهاني ايجاد مي‌كند ، موجب بازتاب فوري مي‌گردد

شايعه‌هاي شناور : اينگونه شايعه‌ها هر گاه شرايط را مساعد بيايد قوت مي‌گيرد و در غير اين‌صورت مخفي مي‌ماند تا موقعيت فراهم شود . اخبار و مطالبي كه در جنگها پيرامون آلوده ‌سازي آبها ، وحشيگري دشمن در برخورد با زنان و كودكان و مانند آن پخش مي شود ، از اين نوع شايعه‌ها است .

شايعه‌هاي شيطاني : برخي از شايعه‌ها در زمان اضطراب مردم منتشر مي‌شود . يعني زماني كه همگي از يك چيز ترسيده‌اند و به همين سبب آمادة پذيرش شايعه‌هايي در مورد موضوع ترس خود هستند چنين شايعه‌هايي قوت مي‌گيرد  شايعه‌هايي كه بر ترس مبتني است ، « شايعه شيطاني» خوانده مي‌شود .

شايعه‌هاي وحشت : شايعه‌هاي ديگري وجود دارد كه موجب بروز وحشت مي‌شود . كه به آن « شايعات وحشت مي‌گويند . مثلاً همزمان با پخش گزارشهاي مربوط به شكست يا نزديك شدن سربازان دشمن ، شايعه‌هايي از اين قبيل مطرح مي‌شود . خطر اين نوع شايعه‌ها آن است كه هر كس شايعه را باور كند ، معمولاً رفتارهايي ناگهاني و خشونت‌آميز و توأم با فرار انجام مي‌دهد .

بدين ترتيب ، او خود به يك شايعه ساز تبديل مي‌شود و شايعه صورت واقعيت به خود مي‌گيرد ، چون مردمي هم كه او را مي‌بينيد به فكر فرار و رفتن مي‌افتند

 

                                                                 

                

               

 

 

انتشار شايعه

محتواي شايعه به مرور زمان تغيير مي‌كند و ميزان اين تغيير تا حدود زيادي از واكنشهاي عاطفي‌ ناشي از شايعه متأثر است . هر چه قدرت شايعه براي تحريك احساسات بيشتر باشد . احتمال تغييراتي كه در محتواي شايعه بروز مي‌كند ، زيادتر است . كساني كه شايعه را منتقل مي‌كنند ، تمايل دارند برخي جزئيات را حذف و بر بعضي تأكيد كنند . معمولاً تغييراتي كه در جزئيات داده مي‌شود ، منعكس كنندة ترسها ، تعصبها ، اميدها ، ديگر احساسات مردمي است كه شايعه را منتقل مي‌سازند .

انتقال يك شايعه فرايندي اجتماعي است كه يك ‌يك افراد مي‌توانند نقشهاي متعددي در آن داشته باشند . عده‌اي از افراد پيام‌آورند و برشایعه تكيه كرده‌ و آن را معتبر مي‌دانند و منتقل مي‌كنند. عدة ديگر در نقش افراد شكاك ظاهر مي شوند و دربارة آنچه مي‌شنوند . ترديد مي‌كنند همچنين ، عده‌اي ممكن است به تعبير و تفسير روي بياورند و مترصد اين باشند كه چه رخ مي‌دهد؟ ودر نهایت، احتمالاً عده‌اي هستند كه براساس شايعه‌ها تصميم‌گيري مي‌كنند و همين كه شايعه‌اي پخش شد ، به اقدامات خاصي دست مي‌زنند .

 

چرا مردم شايعه را مي‌پذيرند ؟

هر شايعه‌اي براي پخش و پذيرش نيازمند ارتباط با مخاطبين خود است . هر نياز انسان مي‌تواند به شايعه تحرك و پويايي خاصي ببخشد . مثلاً كارمندي كه از گراني به تنگ آمده باشد بدلیل نیاز بيشتر مستعد پذيرش شايعه در مورد بهبود اوضاع اقتصادي ، به خصوص افزايش حقوق و مزايا است تا كسي كه اين نياز را ندارد

 

عواملي كه مي‌تواند در انتشار و پذيرش شايعه مؤثر باشد ، عبارتند از :

 تنفر : تنفر مي‌تواند عاملي براي پخش و پذيرش شايعه باشد . آدمي هنگامي كه از كسي متنفر است و تصورات خود را به گونه‌‌اي زشت دربارة ان ترسيم مي‌كند و بدون هيچ دليل هر خبر منفي را دربارة او مي‌پذيرد . يقيناً شايعه در مورد چنين كسي جنبه‌اي انتقام آميز دارد .

مثلاً در دانش‌آموزي كه از مدير مدرسه‌اي متنفرباشد ، هم زمينة شايعه‌سازي دربارة مدير قوي است و هم پذيرش شايعه در مورد او .

  

 

 

پذيرش شايعه براي توجيه خود : هنگامي كه بدترين چيزها را دربارة ديگران باور مي‌كنيم ، در واقع در حال تلاش براي توجيه خود هستيم . اما اگر خود را مقصر بدانيم ، آن وقت كمتر مستعد پذيرش شايعه خواهيم بود .

پژوهشي كه در آمريكا به عمل آمده ، نشان مي‌دهد كساني كه به تبعيض نژادي اعتقاد دارند ، سريعاً شايعه‌هاي مربوط به سپاه ‌پوستان را باور می نمایند .

شكستن سكوت ملال‌آور : شايعه گاه براي پركردن سكوتي ملال‌آور نيز به كار مي‌رود مثلاً وقتي در يك مهماني شركت داشته باشيد كه هنوز همة مهمانها نيامده باشند‌، در بين چند نفري كه دور هم جمع شده و هيچ حرفي براي گفتن نداشته باشند ، كافي است يكي سكوت را شكسته بگويد :« آيا شنيده‌ايد كه ... » به اين ترتيب بازار شايعه داغ مي‌شود وهر كس براي آنكه از معركه عقب نماند ، چيزي به آن اضافه مي‌كند و سرانجام بحثي گرم و داغ در برمي‌گيرد كه حتي گذشت زمان هم احساس نمي‌شود .

تحريف واقعيتها : شايعه در نقل دهان به دهان مرتباً تحريف مي شود تا جايي كه نقل قول دست چندم با نقل قول دست اول بسيار تفاوت پيدا مي‌كند به طوري كه اگر اين شايعه را به سازنده اولي آن بگويند ، او نيز از اين تحريف تعجب مي‌كند !

ارضاي نياز و محروميت. در واقع مي توانيم بگوييم که شايعه نوعي مکانيسم جبراني کاذب ناکامي و سرخوردگي است که شايعه پردازان از طريق آن بسياري از نيازهاي دروني خود را به بيرون منعکس مي کنند و بدين ترتيب از شدت فشارهاي دروني خود کاسته و در کوتاه مدت به آرامش نسبي مي رسند.

توجيه شايعه پردازان : ايجاد بدبيني نسبت به نظام و مسوولان يک جامعه

 افزايش اضطراب و نگراني در مردم

 ترور شخصيت

 ايجاد فضاي ناسالم اجتماعي

 ايجاد تقابل و صف بندي ميان قشرهاي مختلف مردم 

 ايجاد وجاهت اجتماعي:در مواردي شايعه به انتقال دهنده نوعي اعتبار مي بخشد و او را هر چند به صورت ظاهري و موقتي صاحب موقعيت اجتماعي مي کند زيرا با اينکه هيچ کسي نمي داند منبع اوليه پيام چه کسي بوده با اين حال انتقال دهنده شايعه چنين وانمود مي کند که خبر را خود از يک منبع مهم و با نفوذ کسب کرده است.

 اطمينان آفريني و حمايت عاطفي: بازگو کردن شايعه ممکن است تنش گوينده را با شريک کردن ديگران د ر تحمل آن کاهش دهد.

 فرا فکني:فرد ممکن است بدين سبب شايعه را بازگو کند که بخواهد از ترس ها، آرزوها و خصومت هايي که احتمالا از وجود آنها در خود آگاه نيست رهايي يابد.

 پرخاشگري:ممکن است فرد به منظور صدمه زدن به افراد ديگر شايعه را انتقال دهد. شايد او قصد تهمت زدن، غيبت کردن و سپربلا قرار دادن ديگران را داشته باشد.

 پيشکش کردن مطالب خوشايند:شايعه ممکن است به منظور خود شيريني نزد شنونده و يا اراييه اخبار خوشايند بازگو شود.

 

                                          

 

زمينه پذيرش و سرعت انجام شايعه

در آمادگي پذيرش شايعه تفاوت هاي فردي و اجتماعي و فرهنگي دخالت دارند. افرادي که از لحاظ اعتماد به نفس در سطح پايين تري قرار دارند و همچنين افراد کم سواد که ازحوادث و اتفاقات پيراموني خود بي خبرند، بيشتر تحت تاثير شايعه قرار مي گيرند. افرادي که از سلامت رواني بيشتري برخوردارند نسبت به افرادي که فاقد اين ويژگي هستند کمتر شايعات را مي پذيرند.

يک شايعه سرعت چشمگيري دارد. چنانکه بنابر محاسبه اي، سرعت آن را معادل ۶۰۰ کيلومتر در يک ساعت تخمين مي زنند.. شايعه  به دليل گيرايي و کششي که دارند همواره سريع تر از خود شايعه ساز و با سرعتي باورنکردني در جامعه حرکت مي کنند.

 

 ويژگيهاي شايعه عبارتند از:

 منبع نامشخص

 مخاطبان نا همگون و پراکنده

مجراهاي انتقال رسمي وغير رسمي

شبکه هاي پخش ناپايدار و زودگذر

سرعت شگفت انگيز

محتواي تازه و به روز

بده بستان جمعي

هزينه اندک

قابليت پذيرش بسيار

ناموثق ترين نوع خبر

ابزاري براي مقابله با محروميت

قابليت کنترل بسيار دشوار

نوعي فرافکني

توليد ساده

بازتاب غيرقابل پيش بيني

مبارزه با آن پيچيده است.

بدون هرگونه احساس گناه

 

 

اخبار بسيارى را مى شنويم كه دهن به دهن در كوچه و بازار مى چرخد. گاهى ريشه اصلى خبر به اصطلاح معروف «شايعه» است و گاهى بر طبق ضرب المثل «يك كلاغ، چهل كلاغ» پيش مى رود. جالب اينجاست كه در مواقع زيادى برخى از همين «شايعه»ها آرام آرام تبديل به واقعيت مى شود. انگار قدرت شايعه براى جامه عمل پوشيدن بسيار بيشتر از قدرت يك واقعيت است. متاسفانه همين شايعات گاهى به مضرترين جريانات يك كشور تبديل شده و با فراگير شدن در روح و روان و تصميمات اجتماعى آدم ها تاثيرات بسيارى مى گذارد.

معمولا شايعه در دو جهت شكل مى گيرد، يكى براساس خواسته هاى ذهن شهروندان و ديگرى در جهت ناخواندهاى ذهن آنها. يعنى گاهى كه مردم جلب ماجرايى مى شوند و در خصوص آن آمال و آرزوهايى نيز پيدا مى كنند، شايعه پراكنى با سرعت غيرقابل انتظار، آن مقوله را رشد داده و در جهت خواسته ذهن ها به پيش مى برد، متاسفانه در اين مواقع كه ذهن بسيار آمادگى شنيدن شايعه را داشته با برنامه ريزى كردن به حركت خود ادامه مى دهد و زمانى كه به بن بست شايعه مى رسد، همه چيز در ذهن فرو مى ريزد. آن زمان هم مصرف كننده شايعه هنوز خود را مقصر نمى داند، بلكه گمان مى كند خلف وعده اى صورت گرفته است.

خلف وعده اى كه او به وعده اش دل خوش كرده بوده و برنامه ريزى هاى بسيارى را براى آن به عمل آورده بوده است. به عنوان مثال در ميدان انقلاب فرياد زده مى شود؛ «خريد خدمت سربازى آزاد شد»، اين خبر كه در يكى از روزنامه هاى زرد و بدون استناد به چاپ رسيده است فقط در حد يك صدا به گوش فردى مى رسد، فرد آن را با يقين در جايى ديگر عنوان مى كند و جوانان آماده به خدمت به اين خبر دل خوش كرده كلى از برنامه ريزى هاى خود را بر هم مى ريزند و آمادگى هاى لازم را در جهت خريد خدمت فراهم مى كنند.

  

اين موضوع آرام آرام به شكلى در جامعه رشد مى كند كه گويى واقعيت دارد، اما به محض اين كه آن جوان خود را به مرحله عمل نزديك مى كند، معلوم مى شود، اصلا از چنين مساله اى خبرى نيست و اين مهم شايعه اى بيش نبوده است.اينجاست كه فرد يا متوجه شايعه بودن ماجرا شده و يا گمانه زنى هاى ديگرى همچون بدشانسى او و تغيير قانون خريد خدمت سربازى يا دروغ گويى مسوولان را به ذهن خود متبادر مى كند.

 

 

 

اما از سويى ديگر گاهى شايعات ابعاد منفى نيز دارد. ابعادى كه باز هم ساخته ذهن شايعه سازى است و بسيار هم دستخوش مثل «يك كلاغ، چهل كلاغ مى شود». يعنى اگر مردم نسبت به ماجرايى شاكى هستند، شايعه سازان سعى در شدت شكايت آنها داشته و به جاى آرام كردن شرايط همواره با درشت نمايى و گسترش بى وقفه آن شايعه ضربان جامعه را دچار مشكل مى كنند. به عنوان مثال توطئه «بمب گذارى» در كشور، آرام آرام به يك شايعه  تبديل مى شود و ناگهان نگرانى بالايى را در مردم ايجاد مى كند. حتى وقتى اين توطئه با سرعت خنثى مى شود، شايعه سازان به عنوان ابر بمب گذاران كه بمب هاى آنها شايعه است وارد عمل شده، و جاى جاى تجمعات مردمى را با اضطراب مواجه مى كنند. اما شايد اين نوع شايعه سازى نيز دو بعد داشته باشد. از يك سو آنها كه خود از ماجرايى چون بمب گذارى خوشحالند يا منافع شان در آن تامين مى شود از ترويج اين شايعه و ايجاد رعب و وحشت در مردم لذت مى برند، يا اين كه نه؛ آنها مردم بسيار عادى هستند، با ذهنى بحران پذير. يعنى اين كه به محض وقوع بحرانى، ذهن آنها حل بحران را جست وجو نمى كند بلكه همواره در جهت تشديد بحران گام برمى دارند و با آغوشى گرم از هر نوع شايعه اى استقبال كرده و خود نيز به عنوان مبلغ شايعه، به يك شايعه ساز ديگر تبديل مى شود. اينگونه شايعات معمولا يك كلاغ چهل كلاغ شده و همانطور كه شاهد بوديم چند روزى شدت پيدا كرده، ناگهان متوقف مى شود.

شايعه و شايعه پراكني ناشي از عوامل متعددي است كه عمده آنها به وجود نوعي بيماري اجتماعي و كمبود اخلاقي، سياسي و مذهبي افراد باز مي گردد. و پاره اي ناشي از تاكتيك هاي تبليغاتي دشمنان نظام، ورشكستگان سياسي و ... در جهت تخريب وجهه نظام، مسؤولين آن و نتيجتا بهره برداري سياسي مي باشد.

 

راهكارهاي مقابله با شايعات خصوصا در بعد سياسي، بايد با توجه به عوامل و زمينه هاي به وجود آورنده آن سازماندهي شود؛ كه مهمترين آنها عبارتند از:

1. اطلاع رساني دقيق، شفاف و به موقع پيرامون مسائل، موضوعات اساسي و چالش انگيزي كه ممكن است دشمن يا افراد ناسالم و مغرض، با استفاده از آن به تخريب وجهه نظام اسلامي بپردازند.

2. كار فرهنگي مستمر و دقيق براي بالا بردن سطح تحليل افراد، كه به نظر مي رسد مهمترين عامل براي حفظ جامعه از آثارتخريب شايعه باشد.

3. برخورد فيزيكي با مراكز شبهه پراكني.

اكنون با توجه به مطالب فوق درباره وجود شايعات در جامعه ما گفتني است:

اولا: جامعه ما مانند ساير جوامع بشري، دستخوش اين بيماري اجتماعي بوده و متأسفانه افرادي كه داراي كمبودهاي اخلاقي سياسي و مذهبي مي باشند و اقدام به شايعه سازي مي نمايند در جامعه ما وجود دارند، از سوي ديگر ويژگي خاص نظام اسلامي ايران كه ايدئولوژي مسلط و حاكم بر جهان (ليبرال_دموكراسي) را به چالش جدي كشانيده، دشمنان زيادي را براي نظام ما به وجود آورده است و طبيعي است يكي از ابزارهاي مفيد و مؤثر در جهت ايجاد جنگ رواني و تبليغاتي عليه نظام اسلامي، دست زدن به شايعه سازي و شايعه پراكني است.

ثانيا: نظام اسلامي ما هم در مقابله با اين پديده، اقدامات مؤثر _هر چند ناكافي_ انجام داده و مي دهد؛ علي رغم برخي كاستي ها، به سوي اطلاع رساني دقيق و شفاف پيرامون موضوعات اساسي و مهم، در حال حركت مي باشد. اما بايد به اين واقعيت نيز توجه داشت كه متأسفانه خصوصيت شايعه آنست كه خيلي راحت، سريع انتشار مي يابد، اما مقابله با آن بسيار مشكل مي باشد خصوصا امكان ندارد در مورد هر شايعه اي كه در جامعه وجود دارد بتوان تكذيبيه و ... صادر نمود.

 

خداوند در سوره ي حجرات آيه ي ششم مي فرمايند :

« اي مؤمنان اگر بدكار و فاسقي براي شما خبري بياورد فوراً تحقيق كنيد ، مبادا كه بخاطر جهالت به ديگران صدمه بزنيد و بزودي از آنچه كرده ايد پشيمان شويد و توبه كنيد . »

  

 شايعات داراي انواع زيادي بوده و از درجه اهميت متفاوتي برخوردارند. و تنها مي توان به بخشي از آنان كه از اهميت و گستردگي بيشتري برخوردارند رسيدگي و ابهام زدايي نمود. از اين رو علاوه بر اطلاع رساني دقيق، شفاف و به موقع، بالا بردن سطح قدرت تحليل و بينش افراد جامعه در زمينه هاي گوناگون، از اهميت به سزايي برخوردار است و به حمد لله در اين بخش نيز به نظر مي رسد

 

جامعه در مقايسه با بسياري از جوامع از وضعيت بسيار خوبي برخوردار باشد به گونه اي كه عموم افراد جامعه ما توانايي هضم و تحليل اخبار صحيح از ناصحيح را تا حدود زيادي دارند و به راحتي تحت تأثير شايعات و جوسازيها قرار نمي گيرند.

و بالاخره نظام اسلامي در مقابل مراكز شايعه پراكن اعم از نشريات، مطبوعات، رسانه ها و سايت هاي شبهه افكن اقدامات مناسبي _هر چند ناكافي_ چه از نظر برخورد قضايي و مجازات اسلامي و چه از نظر فيلتر گذاري و ... داشته و دارد.

حضرت علی (ع) مردم را در جامعه به دو دسته تقسیم فرموده اند :

1-      دانشمندان الهی و آنان که برای کسب رزق و روزی حلال و خدمت به جامعه می کوشند و راه نجات در پیش دارند .

2-   مردم عام و ساده لوح که به دنبال هر صدایی می روند و به رکن مورد اعتمادی تکیه نکردند و گول می خورند و ضرر می بینند و از فکر کردن ، واقع بینی و شناخت دور ماندند . هر کشش و جاذبه ای فریاد و حرفی هرچند دروغ و ناچیز آنها را خواهد برد

 

 این دسته از مردم در هر جامعه ای در برابر برنامه ی تخصصی و علمی تبلیغات هیچ راه فراری ندارند و به صورت قطعی گول خورده و با تعصبات واهی ، دشمنان خطر ناک حق و واقعیت می شوند که باید با آگاهی از نوع و هدف تبلیغات و شایعه با برهان و استدلال ، تحقیق و شناخت در برابر نقل قول های غیر علمی ، حدس و گمان های واهی ، حقیقت و واقعیت را کشف و به قول معروف برای اینکه سری میان سرها درآوریم سعی کنیم از همه چیز سر درآوریم ، به اهمیت و ارزش ها در قبال من و شما پی ببریم و آینده و هدفی را که پیش بینی و می سازیم اگر عاملش خودمان هستیم به دنبال عوامل دیگر نباشیم .

 

نتيجه آنكه، هر چند رد شايعات اقدامي مناسب به نظر مي رسد ولي در كنار آن بايد مسائلي نظير گستردگي، تنوع شايعات و مراكز شبهه افكن و ممكن نبودن رد تمام شايعات از يك سو و همچنين بالا بردن سطح تحليل و بينش سياسي، اجتماعي، اقتصادي و ... مردم به عنوان مهمترين عامل توجه داشت.

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت 9:27  توسط مصطفی  | 

 
«مواظب باشيد دردام عنكبوت هاي دنيادار،دكان دارنيفتيد. اين روزها دكان دارهايي به اسم معنويت ادعا مي كنند امام(عج) را ديده اند كه هيچ واقعيت ندارد. حواستان باشد كه اسيرآنها نشويد.»   رهبرمعظم انقلاب اسلامي

 تلاش دستگاه هاي مختلف براي شناسايي ودستگيري افراد وگروه هايي كه با سوءاستفاده ازاحساسات مذهبي مردم، ادعاي خدايي، پيامبري، مهدويت، ملاقات با امام زمان(عج)، داشتن علم غيب، انرژي هاي مافوق انساني، شفابخشي، چشم برزخي وازاين دست موارد مي كنند، بويژه درسال هاي اخيرهميشه استمرارداشته است؛ با اين حال به نظرمي رسد، درزمينه هماهنگي دستگاه هاي مختلف ورفع كمبودهاي قانوني درمورد مدعيان دروغين امام زمان(عج) ، نيازبه تلاش هاي بيش تري احساس مي شود.

مدعيان خود را پشت یک نقاب بزرگ پنهان می‌کنند و بگونه‌ای خویش را جلوه می‌دهند که احترام و توجه دیگران را برانگیزند. نکته ای که اغلب افراد مدعی را به افرادی ضد اجتماع تبدیل می‌کند این است که این جلب محبت برای دیگر افراد جامعه آسیب رسان و زیانبارمی‌شود.از عوارض ظهور مدعیان دروغین میتوان به این موارد اشاره کرد:

رواج عوام زدگي

کسی می‌آید و دستهایش را بالا میگیرد تا مردم از زیر دستهایش رد شوند یا از پشت تلویزیون از این قاره به آن قاره انرژِی می‌فرستد.عده ای هم ادعا میکنند که اثربخش بوده و شفا یافته اند وحتی مدعی میشوند که در دادگاه شهادت میدهند!

بررسی این ادعاها برای کسانی که درخانه هایشان پشت تلویزیون نشسته اند عملا امکان پذیر نیست اما نتیجه آن می‌شود که ساده دلان باورمی‌کنند وحاضرند برای حضور در یک جلسه بلیط چند ده هزارتومانی تهیه کنند که معلوم نیست مجوز این تعیین نرخ بر اساس کدام تعرفه بوده است؟ تجربه این سالها و میزان درآمد خیلی از مدعیان نشان می‌دهد عوام‌زدگی رواج قابل ملاحظه‌ای داشته است. با ادامه این روند طبیعی است که باید شاهد تنزل سطح فرهنگ جامعه باشیم.

 رکود و جمود فکري ناشي از عوام زدگي

تعقل وتفکر با عوام زدگی رابطه عکس دارد ورشد سطحی‌نگری با عمق نگری درتضاد است.جایی که عقلها به چشم ظاهر است و سوال کردن فراموش می‌شود سودجویان پیش می‌برند .

در جامعه ای که عوام زدگی رواج می یابد تعداد سود جویانی که با الگو گرفتن از چنین راههایی و به دنبال دم دست ترین راه پولدار شدن هستند رشد قارچ گونه پیدا می‌کنند و بطور روز افزون اینگونه مدعیان (انواع مختلف مدعیان باطنی) افزایش می یابند. اگرچه هم اکنون نیز روند روبه رشدی داشته اند. رواج شرکتهای هرمی که آثار سوء بسیاری را برای مدتها ی مدید گریبانگیر جامعه کرده ناشی از همین سطحی نگری است.

 خطر رشد سکولاريسم در قشر روشنفکر جامعه

یکی ازمدعیان درمانگری همیشه با تاکید بر این نکته که "شفا دست خداست شاید خوب شوید شاید نشوید!" به زعم خویش خود را از هراتهامی مبرا می کند. اما آیا واقعا به همین سادگی است؟

وقتی قشر روشنفکر که عموما آشنایی عمیقی با متن دین ندارد می‌بیند فردی با ادعای توانایی فوق انسانهای عادی، کسبی پرمنفعت به راه انداخته و در توجیه کارش آنرا خدایی و ماموریتی الهی قلمداد میکند و هر جا کم می‌آورد از نام خدا و آیه های قرآن مایه می‌گذارد و خود را فردی مذهبی جلوه میدهد واز آنطرف ساده دلان و زودباوران نیز ادعایش را به مبالغ گزاف می‌خرند، مستعد به دام افتادن درتفکر سکولاریستی می‌شود.  اینگونه مدعیان مبلغان بسیارخوبی برای سکولارها هستند. چون دقیقا مطابق میل آنها تعریفی خرافی،تحریف شده و سطحی از مذهب ارایه می‌دهند.

 دين گريزي و تضعيف ا يمان

غیر ازروشنفکران همان زودباوران ساده انگار وقتی به این نتیجه می‌رسند که اگر خوب نشده اند پس خدا نخواسته، چه برداشت و ذهنیتی از رحمت و حکمت خدا پیدا می‌کنند؟ چه بر سرایمانشان می‌آید؟ یکی از همین مدعیان درمانگر صریحا نگفته است که من یک شفاگرم اما با مقایسه صوت خود با صوت شفابخش حضرت داوود و تاکید بر اینکه نیرویش خدادادی و کار او خدایی و ماموریتی الهی و معنوی است آیا غیر از این ادعاست که خود را شفاگر می داند یا برای ساده دلان اینگونه وانمود میکند؟ این فرد پس از آنکه با یکی از شبکه های ماهواره ای تضاد پیدا کرد در تلویزیون دیگری گفت:

"من از همه شفا یافتگان میخواهم که دیگر نباید این تلویزیون را نگاه کنند .من ناراضی ام و اگر نگاه کنند بیماری شان دوباره برمیگردد!"

بعد از این مردی به آن شبکه زنگ زد و با وجود اطلاع از افشاگری هایی که در مورد دروغهای او شده بود از وی درخواست داشت که نفرین نکند! و می‌ترسید که پسرش دوباره بیمار شود!

شفا فقط به اذن خداست. نیروی خدادادی به ثمن مادی داده نشده که به قیمت مادی فروخته شود . از اولین نشانه های شفاگری، نبودن بعد مالی و منفعت طلبی است.چقدر تاسف بار است که هنوزبسیاری از مردم جامعه فرق شفاگران الهی را با مدعیان دروغگو نمی‌دانند!

 افزايش نارضايتي و سرخوردگي

چه بسیار افرادی که مبالغ میلیونی پرداخته اند و با رسیدن به هیچ، در ناکامی و سرخوردگی فرو رفته اند. پولها می‌رود و آنچه بجا می ماند احساس فریب خوردگی و سرخوردگی ازعدم جبران اشتباه است. اغلب این احساس سرخوردگی به همه چیزو همه کس به ویژه دولت و دست اندرکاران تعمیم می یابد. همان قصه شکستن کاسه ها بر سر یکی که دیوارش از همه کوتاهتر است و این مواقع دیوار دولت و حکومت  ازهمه کوتاهتراست! از طرفی بی اعتمادی و بدگمانی افزایش می یابد و نوعی نگرش پارانوئیدی درجامعه گسترده میشود و حس نارضایتی را به همه چیز تعمیم می‌دهد.

همه اینها به یک نتیجه ختم میشود: عقب ماندگی هرچه بیشتر جامعه آنهم در زمانی که شتاب پیشرفت جوامع به روز محاسبه می‌شود.

در جامعه ای با رفتار عوام زده و سطحی‌نگر، شایعات حرف اول را می‌زند و شایعه سازی یکی از مهمترین ابزار دشمن برای تفرقه انداختن و پیشبرد اهدافش است. آنهم در زمانی که دشمن تا پشت مرزهای ما آمده و از هر شکاف و سوراخی آماده پاشيدن زهرخود است

 نمونه هايي از ادعاهاي مدعيان دروغين

مدعيان دروغين هركدام ادعاهايي را مطرح مي كنند به اين حقه ديگران را فريب مي دهند وبه جذب مريد  مي پردازند؛ ادعاهايي چون: ديدن ويا ارتباط با ائمه اطهار(ع)، ارتباط با عوالم غيب وملكوت، داشتن رسالت وماموريت، مهدويت وتعيين تاريخ ظهور، پيامبري ونبوت، دانستن شعوركيهاني، علوم باطني وداشتن انرژيهاي عوالم هستي، طالع بيني وستاره شناسي، رفع حاجات ومشكلات ديگران با دادن طلسمات، داشتن موكل، همزاد وجن، داشتن عقل كل، علم لدني ونفس گرم، خواندن درون ديگران ازطريق رويابيني، طالع بيني وفال، تاثيرداشتن اذكارواورادي(غير ماثوره) كه با روش هاي مخصوص به ديگران مي دهند، پيش گويي، آينده نگري واتفاق افتادن حوادث طبيعي( زلزله، توفان”سونامي” و...)، شفا دادن ازطريق گفتار، لمس كردن وانرژي درماني، ادعاي داشتن مقامات آسماني، باخبربودن ازذخايرزيرزميني(طلا،زيرخاكي و ...)، داشتن روش هاي تربيتي واخلاقي وهنرهاي زيستن، آشنايي با خواص مواد واشيا (سنگ ها، گل وگياه و ...) وداشتن خواص حروف واعداد و علوم غريبه.

 قابل توجه است كه اغلب افرادي كه فريفته اين مدعيان مي شوند، زنان ودختران جوان هستند واكثرمردان مدعي نيزبه فساد اخلاقي آلوده اند.

 زنان مدعي

بعضي ازمدعيان دروغين را زنان تشكيل مي دهد. مثلافردي به نام “ف.آ” كه براي سخنراني هاي مذهبي به منازل مختلف تهران دعوت مي شد، ادعا كرده بود كه نعوذ بالله “امام زمان(عج)“ راننده شخصي اش است وهركسي كه مي خواهد حوائجش برآورده شود مي تواند به اومراجعه كند ومبلغي را به اوبدهد. جالب توجه است كه اين فرد توانسته بود زنان بسياري را فريب دهد ومريداني گرد خود جمع كند. اين مريدان به نام اين مدعي كتاب هايي را درباره امام زمان(عج) منتشركرده بودند. يا فردي با اضافه كردن رقص سماع به نماز،”نمازامام زمان” را ابداع كرده ومدعي شده بود تكيه كلام امام را مي داند. همچنين”م.و” كه ازهلند به ايران آمده بود، مدعي شده بود كه پيغمبرفرقه اسماعيليه است. اواحكام حرام را حلال وتمامي احكام حلال را حرام اعلام كرده بود. بعضي از این زنان با روش هاي ابداعي«دعادرماني» و«انرژي اذكار» از مردم اخاذي مي كنند. مثلا«م.ل» با برگزاري دوره هاي شش جلسه اي انرژي اذکار ازهرمريد خود150 هزارتومان دريافت مي كرد. البته بعضي ازارقامي كه مدعيان اخاذي مي كنند آن قدربالااست، كه اين مبلغ زياد به چشم نمي آيد وي علاوه برتوهين به مقدسات ديني درسخنراني هاي خود، مريدانش را به خواندن فارسي نمازوقرآن سفارش مي كرد. زني نيزبه نام «ب.د» مدعي شده بود كه يارششم امام زمان است. اين زن به شيوه هاي مختلف به اخاذي ازمردم مي پرداخته است. براي نمونه يك خانم پزشك جوان فريفته اين زن مدعي شده بود و77 ميليون تومان دراين راه باخته بود.

 مدعيان پيامبري

 بعضي از«عنكبوتان دنيادار» مدعي پيامبري هستند. اين افراد كه قريب به اتفاق بي سوادند با دست بردن دردين اسلام، مدعي اند كه بشارت دهنده دين تازه اي هستند. مثلا«عباس ن.» كه اصالتا عراقي است درغرب كشوركعبه اي بنا نهاده ومريدان خود را به آن فرا خوانده بود. وي اعتقاد داشت كه نبايد«مرگ براسرائيل» را برزبان جاري كرد. زيرا بني اسرائيل پدران ما هستند ومگر مي شود به پدران مان فحش داد. اين اعتقاد وي، گمانه زني ها را درارتباط با اينكه بعضي ازجريانات منحرف ازلابي هاي صهيونيستي سرچشمه مي گيرند، قوت مي دهد.

بعضي ازاين پيامبران دروغين، وضوونمازجديدي را ابداع كرده اند. مثلاسوره توحيد را درنمازبدون«قل» مي خوانند واين گونه توجيه مي كنند كه درنمازخطاب ما خداوند است ونبايد به خداوند دستورداد! اين پيامبران نيزازاتهام اخاذي مبرا نيستند. به عنوان نمونه يكي ازاين مدعيان متهم به يك فقره800 ميليوني كلاه برداري است.

 مدعيان تحصيل كرده

بخش ديگري ازمدعيان دروغين، كساني هستند كه ازتحصيلات عالي برخودارند وبعضا مدتي را نيزدرحوزه هاي علميه گذرانده اند ولباس روحانيت برتن داشته اند. اين افراد با بحث وگفتگوهاي طولاني با اشخاص به فريفتن وجذب آنان مي پردازند و اغلب مريدان اين افراد مدعي را تحصيل كرده ها تشكيل مي دهند. بعضي ازاين مدعيان ميان شيعه وسني اختلاف مي افكنند و مريدان خود را به ازدواج هاي تشكيلاتي ترغيب مي كنند.

  روش هاي اعمال نفوذ مدعيان دروغين

 به نظرمي رسد هركدام ازمدعيان با روش هايي خاص براي پيشبرد اهداف خود تلاش كرده ومي كنند. نشان كردن وجذب افراد ساده دل وزودباور، گفتن دروغ هاي بزرگ براي جذب تك تك مريدان به طورجداگانه، اخاذي پنهان ازمريدان، پنهان كاري درروابط خود با مريدان، صدورفتوي ودستورات فقهي براي مريدان بدون ارجاع دادن ايشان به مراجع عظام تقليد وواداركردن مريدان به انجام روش هاي خرافي وغيراخلاقي، ازجمله اين روش ها است. همچنين بعضي ازاين مدعيان دروغين ازروش هاي تعبيرخواب هاي مريدان به نحوغيراصولي، تفسيربه راي وتاويل آيات واحاديث براي مريدان، تكفيراشخاصي كه با عقايد آنها مخالفت مي كنند، ارائه جزوات حاوي دستور العمل هاي خاص واختلاف افكن، مسافرت به صورت اردويي براي تحت تاثيرقرار دادن مريدان وبراي انتخاب زوج معرفتي، تعيين وظيفه ودادن ماموريت به مريدان، نفوذ دادن مريدان وجمع آوري اخبارواطلاعات ازمراكزمورد نظر، نامه نگاري به برخي مراكزموجه براي اثبات حقانيت خود، تلاش براي جدا كردن همسران ومتلاشي كردن بنيان خانواده ها ودستورطلاق ويا ازدواج هاي تشكيلاتي، براي رسيدن به مقصود خود استفاده مي كنند.

 

  

مدعيان دروغين طريقت هاي عرفاني          

  بخشي ازعنكبوتان دنياداركساني اند كه مدعي طريقت هاي عرفاني هستند. طريقت هاي روان شناختي وروانكاوي و ورود به حيطه علوم باطني اكنون يكي ازروش هاي مطلوب وگرايش هاي موجود درجامعه به شمارمي آيد، مانند طريقت يوگا كه اساسا خاستگاه هندي دارد. دراين تفكربا نگرش عرفاني ومراقبه و  آرامش جان رهروان مد نظرقرارمي گيرد، به طوري كه رسيدن به موجودي خيالي وخلسه دراين مقام، بهترين روش به حساب مي آيد وگاه با فنون هيپنوتيزم آميخته شده وآنگاه به مسائل غير اخلاقي، شيادي و... كشيده مي شود. مدعيان اين طريقت هاي عرفاني ازطريق پايگاه هاي اينترنتي، به آموزش تفكرات خود مي پردازند وازاين طريق مريدان خود را به تجمع درمكان هاي مختلف براي تشكيل جلسات روان شناختي ورسيدن به آرامش جمعي دعوت مي كنند.

  عوامل روي آوردن جوانان به فرقه هاي عرفاني

كارشناسان عواملي چون: رشد مهاجرت ها، سفرها وارتباطات مختلف درقالب گروه هاي فرهنگي وهنري، تبليغات بعضي از شبكه هاي ماهواره اي، رشد وبلاگ ها وچت روم ها با موضوعات فوق، عدم اطلاع رساني وآگاه سازي به موقع ومناسب ازسوي كارشناسان فرهنگي، چهره شدن عوامل مدعي وفرقه گرا به عنوان شخصيت هاي عرفاني ومقام هاي معنوي قائل شدن تا حد الوهيت براي آنها، ورود ادبيات مهاجر درقالب ترجمه كتاب هاي وارداتي، انتشارودسترسي آسان به كتاب ها وموضوعاتي با مضامين عرفاني وعدم نظارت صحيح براين جريانات فكري وانتشارنشرياتي با موضوعات ذكرشده به وسيله عوامل مدعي وفرقه گرا، را دلايل روي آوردن جوانان به فرقه هاي عرفاني منحرف مي دانند. بديهي است كه بازشناسي فرهنگ غني ايراني و اسلامي وارائه آن درقالب هاي جذاب مي تواند اولين قدم براي جلوگيري ازاين پديده منحط باشد.

 فرقه هاي انحرافي

 اين دسته ازمدعيان دروغين به مراتب خطرناك ترازساير مدعيان هستند چرا كه آنها علاوه برسوء استفاده ازمريدان خود باعث بدعت ها و انحرافات خطرناك دردين مي شوند كه زمينه را براي بدبيني به عقايد ديني به خصوص دربين جوانان فراهم مي آورند. اين فرقه ها به طورمعمول با ايجاد يك هاله مقدس به دوررهبرفرقه وبرگزيده شدن اين شخص ازطرف امام زمان(عج) به سوء استفاده هاي مختلف ازاعضاي خود وحتي تحقيرآنها اقدام مي كنند. به عنوان مثال رئيس يكي ازفرقه هاي انحرافي درجلسه هفتگي خود دريكي ازشهرهاي توابع استان تهران ودرجمع مريدان خود گفت: “شما احمق هستيد شما نمي فهميد، من فقط مي فهمم ما بايد رب خود را بشناسيم. چوپان رب گوسفندان است وراه را نشان مي دهد. من هم چوپان شما هستم من علم، اخلاق وعرفان مي ريزم دردل شما پس من رب شما هستم شما بايد رب خودتان را بشناسيد من حاضرم دريك ميدان جلوي چشم همه درآتش بروم وازآن طرف بيرون بيايم ويا وسط آتش مي نشينم وهركه مي تواند درآتش بنشيند وتمام نهادهاي اطلاعاتي امنيتي هم با من هستند ازهيچ چيزنترسيد.”

 اعضاي اين فرقه با طرح شبهات ومطالب اغراق آميزطرفداران بيشتري را جمع مي كنند وازشركت كنندگان درجلسات خود مي خواهند كه رهبراين فرقه را راه نجات موجودات بدانند. اين فرقه ها معمولابراي جذب جوانان ازكمك هاي مالي ومعنوي وحتي ازروش هاي عجيب وخلاف قانون استفاده مي كنند. يكي ازاين فرقه ها براي جلب بيشترجوانان مدعي است كه هركس كه به دين آنها بگرود با سايراعضاي فرقه محرم شده ومي تواند بدون حجاب باشد . اين فرقه كه ازافرادي كم سواد تشكيل شده است با طرح “دين بدون مذهب” به تبليغ انديشه هاي خود مي پردازد وپيروان آنها مطابق دستوررهبران فرقه كه ادعا دارد به عنوان امام آخرالزمان برگزيده شده است، شهادتين دراسلام وشيوه اقامه نمازرا هم تغييرداده اند.

  اما مسئله مهم دراين بين اين است كه بعضي ازاين فرقه ها كه عقايد آنها زمينه سازانحراف هاي وسيع دربين جامعه وبخصوص جوانان مي شود،آزادانه درحال فعاليت هستند وبا انتصاب خود به ائمه معصومين وياران بزرگوارآنها ،عقايد خود را درست وديني جلوه دهند. اين فرقه ها كه سابقه بدي به لحاظ نزديكي به رژيم شاهنشاهي سابق نيزدارند،با گسترش فعاليت هاي وسيع تبليغاتي خود كه حتي شامل ارتباط با جريانهاي خارجي نيزمي شود ،سعي درتبليغ افكارخود درابعاد جهاني دارند. فرقه هاي مذكوركه يد طولاني درانحراف اصول ديني دارند،با مظلوم نمايي دربرابرواكنش مردم متدين نسبت به اعمال خود ،نظام ودستگا هاي انتظامي وقضائي را مسئول چنين اتفاقاتي مي دانند وبه تبليغ عليه نظام مي پردازند. گرچه درابتدا به نظرمي آيد كه عقايد اين فرقه ها چندان ازاصول دين وعقايد شيعيان دورنيست ولي اگربا دقت به آنها توجه شود،اين عقايد مي تواند باعث ايجاد انحرا ف هاي خطرناك وظهورمدعيان دروغين ،به واسطه عدم درك صحيح اين فرقه ها ازدين وپايبند نبودن آنها به عدم مشخص نبودن نايبان امام زما ن (عج)ومنتصب كردن بزرگان خود به نمايندگي ازامام زمان(عج) شود

وقتي نگاه كلي به پديده عنكبوتان دنياداربيندازيم، درخواهيم يافت كه شناخت عوامل پديدآورنده اين موضوع نيازمند تحقيقات گسترده وعميق است. بي شك جهل، يكي ازعوامل مهم دراين ميان است؛ منظورازجهل صرفا نداشتن سواد خواندن ونوشتن نيست، بلكه نداشتن معرفت ديني است؛ مدعيان تحصيل كرده گواه اين موضوع هستند. همچنين قبل ازصدورهرگونه حكمي درباره اين مدعيان، دروهله اول بايد ازسلامت رواني اين افراد اطمينان حاصل كرد، زيرا برخي ازرفتارهاي آنان اين موضوع را القاء مي كند كه آنان بيمارند. اخاذي هاي بي شماروفساد اخلاقي، كه فصل مشترك وغايي اغلب اين مدعيان دروغين است، اين مسئله را پيش مي كشد كه سودجويي مالي وشهوات جنسي چه نقش تعيين كننده اي دربيان ادعاهاي دروغين دارد. با اين حال تكليف يك انسان مومن كه درمعرض اين تهديدات زندگي مي كند چيست وچگونه مي تواند ايمان خود را منزه نگاه دارد؟ به نظر مي رسد پيشه كردن «تقوا» تنها راه ممكن است.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت 9:1  توسط مصطفی  | 

 

حدود 100 سایت عربی که اکثرا سایت های مهم دولتی و سایت های دانشگاه ها و شرکت های عربی بودند توسط يك گروه هکر ايراني هك گرديد و چهره تمامی این سایت ها به صفحه ای با نماد ایران و نماد خلیج فارس تغییر پیدا کرد.

هدف از این کار محکوم کردن تغییر نام خلیج فارس و استفاده از اسم خلیج عربی در سایت های عربی بود.

در این پروژه  هكرها به چهار سرور عربی نفوذ کرده و چهره سایت های مهمی از کشورهای بحرین، عربستان، امارات، عمان، عراق … را که بر روی این سرورها قرار داشتند را با صفحه ای با نماد ایران و نام خلیج فارس تغییر دادند.

در روز یکشنبه ۲۹ اردیبهشت عمليات نفوذ به سرور وب سايت هاي فوق الذكر شروع شد كه پس از ۳ روز فعاليت شبانه روزي در صبح روز چهارشنبه ۱ تیر ۸۷ نماد ایران و اسم خلیج فارس در كليه وب سايتهاي فوق الذكر عربی قرار گرفت. پیش از این  اين گروه در حدود دو سال پیش پروژه هایی در زمینه هک کردن ۱۰۰ سایت اسراییلی و ۵۰۰ سایت دانمارکی داشت ولی اینبار هدف تنها سایت های عربی که با پسوندهای sa. ،  .om ،  .bh ، .iq ، .ae و … شناخته می شدند..

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم خرداد 1387ساعت 12:19  توسط مصطفی  | 

 

 مخترع ايراني از ساخت LNB دريافت امواج ماهواره قابل كنترل هوشمند از طريق امواج مخابراتي خبر داد كه به ادعاي وي با بهره‌گيري از آن، امكان جلوگيري از دسترسي شبكه‌هاي ماهواره‌يي غير مجاز بدون نياز به جمع‌آوري ديش‌هاي ماهواره در كشور فراهم مي‌شود.

 

                                                                                                                                   

 مهندس حسن عبدل، دانش‌آموخته مخابرات و از محققان اين طرح  اظهار كرد: يكي از مسائلي كه در زمينه كاربرد سيستم‌هاي دريافت برنامه‌هاي ماهواره‌يي در كشور مطرح است، شبكه‌هاي غيرمجاز ماهواره‌يي است كه بدون هيچ‌گونه فيلتري، انواع برنامه‌ها را به خانه‌ها مي‌آورند و اين مساله نه تنها در ايران بلكه در ديگر جوامع نيز براي مسوولان فرهنگي مشكل آفرين شده است.

 

وي افزود: در ايران براي مبارزه با اين پديده روش‌هاي متفاوتي آزموده شده كه از آن جمله مي‌توان به جرايم نقدي و كيفري، جمع‌آوري آنتن‌ها از روي پشت بام‌ها توسط نيروي انتظامي و ارسال امواج راديويي توان بالا از طريق كور كننده‌ها در سطح تهران اشاره كرد.

 

عبدل با اشاره به ارسال فركانس بالا از طريق فرستنده‌هاي كنوني كور كننده مورد استفاده در تهران گفت: اين روش علي‌رغم هزينه و مشكلات بالا با محدوديت‌هايي چون دشواري‌ و هزينه بسيار بالاي نصب فرستنده‌ها بر روي برخي برج‌هاي بلند، قابليت كور كردن تعداد محدودي از كانال‌ها روي برخي فركانسهاي خاص، احتمال مضر بودن توان و فركانس بالاي اين دستگاه‌ها براي بدن انسان و محدوده ناچيز و كوچك تحت پوشش اين فرستنده‌ها آنها مي‌باشند.

 

وي افزود: سهولت در خنثي كردن تاثير كور كننده‌ها، پويايي مشكل اين سيستم‌ها براي حذف كانالهاي جديد، محدوديت بهره‌مندي از اين سيستم به دليل هزينه و خطرات بالاي آن از ديگر محدوديتهاي سيستمهاي كنوني است.

 

وي با بيان اين كه اين طرح علاوه بر ثبت اختراع، تاييديه‌هايي را نيز از دستگاه‌هاي ذي‌ربط دريافت كرده است، خاطرنشان كرد: سيستم ابداعي با قرار گرفتن يك آي سي هوشمند براي دريافت، نگهداري و مقايسه شماره و نام‌هاي شخصي مي‌تواند مانع مسيرهاي پخش تصاوير شود. همچنين اين ميكروكنترلر به گيرنده‌هاي خاصي متصل است كه هر لحظه توسط يك كانال مشخص راديويي‌ ــ كه به همين منظور از طرف مركز كنترل ايجاد شده است ــ به روز شده و اين كار علاوه بر گيرنده‌هاي راديويي مي‌تواند از طريق خطوط تلفن نيز صورت گيرد.

 

وي در خصوص نحوه عملكرد اين سيستم يادآور شد: در اين روش، برخلاف كوركننده‌هاي فعلي كه يك موج متناوب را با توان بالا بر روي فركانس RF (محدوده 8/12 ~ 2/10 گيگاهرتز) توليد و از طريق چند فرستنده در سطح شهر منتشر مي‌كند، عمل كور كردن كانالهاي مورد نظر در LNB و بر روي باند 2150 ~ 950 گيگاهرتز انجام مي‌شود.

 

وي افزود: اين اختراع يك دستگاه جانبي است كه روي سيستم گيرنده‌هاي ديجيتال اضافه شده و بر اين اساس علاوه بر سيستم استاندارد گيرندگي كه در دنيا به يك روال ثابتي صورت مي‌گيرد، در خروجي IC كدگشاي آن يك ميكرو كنترلر از خانواده atmega 128 - AVR نصب مي‌شود و از طرفي به ورودي update متصل و از طرف ديگر به خروجي كدگشايي گيرنده ــ كه اين اطلاعات را رد مي‌كند - متصل است.

 

عبدل در بيان مزاياي اين سيستم گفت: بر خلاف سيستم ارسال امواج RF، به دليل هوشمندي برنامه نرم‌افزاري و ميكروكنترلرها، تنها تماشاي كانالهاي كنترل شده مقدور بوده و با بهره‌گيري از فن‌آوري Time sharing تعداد كانالهاي قابل حذف افزايش يافته و دخل و تصرف در ارسال اين كدها براي كسي جز مسوولان ذيربط مقدور نيست.

 

وي خاطرنشان كرد: همچنين استفاده از شبكه‌هاي مراكز استان (28 شبكه) كه ايران اقدام به پخش آنها كرده، براي تمام مردم به صورت قانوني امكان‌پذير است و علاوه بر اين با نصب فرستنده بر روي اين سيستم و استفاده شهروندان از آنها در تهيه نقشه‌هاي GIS شهري به نقشه برداران ياري مي‌رساند.

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت 11:38  توسط مصطفی  | 

 

                                                               

 

                                

                         

 

یك پژوهشگر عضو مركز آمريكايي مطالعات راهبردي، در پژوهشي درباره نقش راهبرد آمريكا در امنيت خاورميانه ضمن ذكر نام پايگاه‌ها و زيرساخت‌‌هاي(آسيب‌‌پذير) آمريكا در منطقه تصريح كرد، راهبرد غلط آمريكا در منطقه، خاورميانه را ناامن كرد.

   

به گزارش مركز مطالعاتي "الجزيرة"، "جيمس ا. راسل" در پژوهش خود با نام "تهديدهاي منطقه‌اي و راهبرد امنيت در منطقه ناآرام خاورميانه" با اشاره به اينكه راهبرد آمريكا در منطقه اشتباه بوده است، مي‌نويسد: جنگ عراق باعث به وجود آمدن نوعي ناامني در منطقه شده است و براي حمايت از منافع منطقه‌اي بايد راهبرد و سياست خود را تغيير دهد.

وي با اشاره به متغيرات امنيتي منطقه تصريح مي‌كند: آمريكا همچنان همان راهبردي را در دستور كار خود قرار داده است كه از آن در جنگ سرد استفاده كرد و هنوز تكيه خود را بر نيروي نظامي و سياسي قرار داده است.

راسل با اشاره به ايجاد پايگاه‌هاي مختلف در دنيا از سوي آمريكا افزود: سياست فوق به گونه‌اي است كه آمريكا اقدام به ايجاد پايگاه‌هاي نظامي در تمام نقاط دنيا كرده است تا به هنگام استفاده از راهبرد مذكور خود، بدينوسيله از آن پشتيباني كند.

 

                                   

 

اين پژوهشگر آمريكايي با اشاره به پايگاه‌هاي آمريكا در منطقه مي‌نويسد: ايالات متحده آمريكا در خليج[فارس] و خاورميانه پايگاه‌هايي دارد و به ويژه پس از بيرون كردن صدام حسين از كويت در سال 1991، اقدام به تاسيس پايگاه‌هايي در بحرين، كويت، امارات متحده عربي، قطر و عربستان كرد، چون حضور نيروهاي خود را در خليج[فارس] به مثابه وسيله‌اي محافظت‌كننده از امنيت و ثبات منطقه مي‌دانست.

اين در حالي است كه جيمس راسل در پايان همين پژوهش به اين نتيجه مي‌رسد كه راهبرد غلط آمريكا در منطقه، نه تنها ثبات بيشتري براي منطقه به همراه خود نياورد، بلكه خاورميانه را ناامن تر كرد.

راسل در قالب فهرستي پايگاه‌ها يا زيرساخت‌هاي آمريكا را در منطقه اينگونه ذكر مي‌كند:

* فرماندهي مركزي نيروهاي دريايي در منامه بحرين.

* فرماندهي مركزي نيروهاي هوايي در منطقه اسكان عربستان سعودي.

* فرماندهي مركزي ارتش در كويت.

* تيپ تجهيزات سنگين زميني در قطر و كويت.

* تيپ "عقاب" تجهيزات نيروي هوايي در "سيب" عمان.

* پايگاه سوخت‌رساني هوايي در امارات متحده عربي.

* فرماندهي نيروهاي مشترك در كابل افغانستان كه با نيروهاي پيمان آتلانتيك شمالي همكاري مي‌كند.

* لشگر 76 در افغانستان كه عمليات‌هاي هجومي مختلفي را در تمام نقاط افغانستان اجرا مي‌كند.

* لشگر عمليات مشترك در كشورهاي شاخ آفريقا در جيبوتي.

* لشگر عمليات مشترك 150، كه شامل فرماندهان دريايي چند مليتي در منامه است و 9 ناو را براي محافظت از امنيت درياي سرخ و اقيانوس هند در خود جاي داده است.

* فرماندهي نيروهاي مشترك نيروي هوايي علاوه بر مركز عمليات هوايي در "عديد" قطر.

* مقر نيروهاي مركزي در اردوگاه "السيلية" در قطر.

* مقر فرماندهي مركزي عمليات ويژه در قطر.

* نيروهاي چند مليتي در عراق.

* فرماندهي آموزش نيروهاي امنيت ملي، نيروهاي چند مليتي.

* هيئت نظامي ناتو براي آموزش كه بر روي آموزش افسران عراقي متمركز است.

* فرماندهي نيروهاي هم‌پيمان زميني در كويت.

* فرماندهي مركزي نشر و توزيع كويت.

* واحد اطلاعاتي، مراقبتي و نظرسنجي در پايگاه هوايي "الظفرة" در امارات متحده عربي.

همچنين جيمس راسل با اشاره به كنگره آمريكا و تصويب بودجه‌هاي نظامي مي‌افزايد: در اكتبر 2004 كنگره، 63 ميليون دلار براي تاسيس تاسيسات نظامي در امارات و 60 ميليون دلار براي فرودگاه "العديد" در قطر اختصاص داد و همچنين آمريكا تاكنون 83 ميليون دلار براي فراهم كردن تسهيلات جديد در پايگاه هوايي "بگرام" در شمال كابل و پايگاه هوايي "قندهار" هزينه كرده است.

وي خاطرنشان كرد: اين ارقام جداي از مبلغ 4/413 ميليون دلاري است كه كنگره با اختصاص آن براي طرح‌هاي نظامي در عراق و افغانستان تا سال 2010 موافقت كرده است.

اين پژوهشگر آمريكايي با اشاره به هزينه‌هاي آمريكا در عراق اعلام كرد: تا كنون حدود 240 ميليون دلار براي ساخت پايگاه "البلد" در شمال بغداد كه پايگاهي امداد‌رساني و انتقال تجهيزات به شمار مي‌رود هزينه شده و همچنين 3/46 دلار براي پايگاه "الاسد" كه يكي از بزرگ‌ترين مراكز نظامي هوايي و امداد رساني اصلي براي نيروهاي موجود در "الانبار"، و 121 ميليون دلار در پايگاه هوايي "التليل" در جنوب عراق هزينه شده است.

بنا بر اين گزارش حدود 6/49 ميليون دلار براي اردوگاه "التاجي" در 20 مايلي شمال غرب بغداد، 165 ميليون دلار براي ساخت پايگاه ارتش عراق در نزديكي شهر "نومي" و 150 ميليون دلار براي پايگاه "الكسيك" در شمال موصل هزينه شده است.

اين پژوهشگر آمريكايي در پايان اين بخش از پژوهش خود با بيان اينكه تمامي اين زيرساخت‌ها و پايگاه‌ها براي اهدافي همچون : دفاع در مقابل تهديدات خارجي، رسيدگي به امور فوري در منطقه و بازداشتن نيروهاي خارجي كه منطقه را تهديد مي كنند، بنا شده است در سطح گسترده‌اي ساخته شده‌اند ولي آمريكا [مي‌بايست پيش از تكيه بر اين امور] براي جلوگيري از تهديد امنيت در منطقه در فكر تحكيم روابط داخلي كشورهاي منطقه باشد.

جيمس راسل خاطرنشان مي‌كند: علاوه بر اين آمريكا براي حفظ ثبات منطقه ‌مي‌بايد براي رويارويي با خطرهاي منطقه، راهبرد خود را با متغيرات منطقه‌اي هماهنگ كند و عوامل آن را در نظر بگيرد.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت 11:13  توسط مصطفی  | 

 

                             

واکنش تند جاسبی به خبر احتمال برکناری خود در حالی رخ داده است که وی پیش از این گفته بود: من آدمي نيستم که به صندلي چسبيده باشم، گاهي فکر مي کنم اين صندلي است که به من چسبيده!

  به گزارش رجانیوز، عبدالله جاسبی رئیس دانشگاه آزاد كه روز یکشنبه به مجلس رفته بود در پاسخ به سوال خبرنگاران در مورد اخباری مبنی بر بركناری او و جایگزینی علی‌اكبر ولایتی گفت؛ هر كس این حرف را زده بیخود گفته است قرار نیست من تغییر كنم.

 

 واکنش تند جاسبی به خبر احتمال برکناری خود که در روزنامه کارگزاران (نزدیک به دانشگاه آزاد) منعکس شده است، در حالی صورت می گیرد که جاسبی در گفتگو با ویژه نامه نوروزی اعتماد گفته بود:

 

 «من از چند بعد به اين قضيه نگاه مي کنم. اينکه ما نباشيم فشارها کمتر مي شود را من بارها مطرح کرده ام. من از همان چند سال پيش گفته ام هر لحظه يي که تشخيص داده شود که نباشم، دانشگاه براي من مهم است و حاضرم کنار بروم و در کنار هر کسي که هست باشم و کمک کنم، ولي خب آقايان زير بار نرفته اند و تشخيص داده شده که ادامه بدهم. نکته دوم اينکه شخصيت من به گونه يي شکل گرفته که مخالفت ها و فشارها براي من يک چيز عادي است. ما تجربه مبارزه را قبل از انقلاب داشته ايم و بعد انقلاب نيز مسائل مختلف را ديده ايم. منافقان را ديده ايم، ليبرال ها را ديده ايم و خيلي چيزها را. در خود حزب جمهوري اسلامي، موقعي که قائم مقام دبير کل بودم، فشارها کم نبود. خب آن دوران را سپري کرديم. به قول شاعر «شب هاي هجر را گذرانديم و زنده ايم/ ما را به سخت جاني خود اين گمان نبود». براي من اين مسائل طبيعي است و آن جور نيست که مرا مايوس کند. من آدمي نيستم که به صندلي چسبيده باشم، گاهي فکر مي کنم اين صندلي است که به من چسبيده، بالاخره ما بايد يک روزي برويم، ولي دانشگاه بايد بماند.»

 

 این واکنش در شرایطی بروز داده شده است که مناظرات مکتوب میان این دانشگاه و منتقدان آن به ویژه عباس سلیمی نمین و علیرضا زاکانی رئیس هیئت تحقیق و تفحص از دانشگاه آزاد بالا گرفته و زاکانی در جوابیه ای که روزنامه ایران روز شنبه منتشر کرد اظهار داشت دانشگاه آزاد رئيس قانونى كه براساس روال مصرح در اساسنامه اين دانشگاه انتخاب شده باشد، ندارد.

 

 روزنامه ایران امروز نیز در خبری نوشت:

 

«قرار است سيد محمد ميرمحمدى نماينده قم در مجلس هفتم جايگزين عبدالله جاسبى در دانشگاه آزاد شود. دكتر على اكبر ولايتى و محمدباقر نوبخت نيز به عنوان گزينه هاى ديگر جانشينى جاسبى در دانشگاه آزاد مطرح شده اند. اين در حالى است كه عبدالله جاسبى روز يكشنبه در مجلس شوراى اسلامى در گفتگو با خبرنگاران تغييرات در اين دانشگاه را رد كرده بود.»

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387ساعت 12:43  توسط مصطفی  | 

 

 

ghjkgjh

 

یکی از دوستان متنی که محمد علی ابطحی درسال ۸۳ درمورد محمد باقر خرازي دبير كل حزب الله ایران نوشته ودر سایت خود قرار داده بود رو برام فرستاد که خوندنش خالی از لطف نیست. ضمن اینکه جواب محمدبافرخرازی هم بلافاصله بخونید.

 

 

دبیر کل حزب الله ایران!

 

 

آقای باقر خرازی، پسر برادر آقا کمال و برادر آقا صادق، حدود 15 سال پیش رهبر حزب الله بود. بیانیه می داد و در قم، حزب الله به راه انداخته بود. دشمن اصلی اش در آن موقع آقای خاتمی به عنوان وزیر ارشاد و آقای محمد هاشمی بعنوان رئیس صدا و سیما بود که مرتب علیه آنان بیانیه می داد و سخنرانی می کرد.

 

من هم به دلیل رفاقت پدرم با ایشان با وی دوست بودم. 10 سالی بودکه از ایشان خبری نبود. هفته ی پیش دیدم دوباره به عنوان دبیر کل حزب الله بیانیه داده است. بی خبر از انکه در این چند سال کلی رهبری حزب الله دست به دست شده و کلی  از اعضای رسمی آن و رؤسای آن تغییر عقیده داده اند. عمو هشت سال است که وزیر خارجه است و برادر بزرگوارش صادق، در کنار شانزلیزه سفارت جمهوری اسلامی را بر عهده دارد.

 

از حرفهای قشنگی که زده، اینکه ما بمب اتم داریم و لابد اگر آمریکایی ها حماقت کنند و حمله کنند، بمب اتم به استقبال آنان می رود.

 

خیلی خوب است که اوضاع ایران برای دنیا روشن است و کسی حرفهای آقای باقر خرازی را تحویل نمی گیرد و الا در حالی که همه ی قدرت دیپلماسی ایران در حال تلاش است که بازرسان بین المللی را دعوت کنند تا بفهمند که ما حتی قصد ساختن بمب اتم را نداریم، این حر فها چقدر هزینه داشت.

 

حالا هم اگر آقا باقر، مثل دهسال گذشته آرام بگیرند خیلی بهتره! آخه ما باید حق دوستی دوران کودکی را ادا کنیم! به نفع کاندیداهای جناح راست هم هست که این حرفها لا اقل تا انتخابات ریاست جمهوری کمتر زده شود. از ما گفتن بود!!

 

 

 

 

 

و این هم جواب محمد باقر خرازي دبير كل حزب الله ايران به ابطحی

 

ابطحی:چندي پيش در سايتم در مورد مطالب آقاي خرازي كه به عنوان دبير كل حزب الله ايران معرفي شده بودند، مطلبي نوشته بودم. ديدم ايشان پاسخي اراده كرده اند كه بد نيست خوانندگان هم آن را بخوانند.

 

 

 

 بسم الله الرحمن الرحيم

 

 

جناب حجة اسلام و المسلمين آقاي سيد محمدعلي ابطحي (دام عزة)

 

با اهداي سلام

 

1. معلوم مي شود كه سخنان اينجانب را نه گوش كرده ايد و نه آنچه كه واقعيت است را بدست آورده ايد. كاش آنچه كه واقعيت بود شنيده و يا ديده بوديد كه حتمأ چنين قضاوتي ناعادلانه نمي نموديد.

2. اين جانب در حفظ اين انقلاب،نظام،رهبري معظم و ارزشهاي ماندگار انقلاب با هيچ كس و هيچ جريان و يا حزبي و حتي با هيچ يك از مسؤلان پيوند اخوت و برادري نداشته و ندارم، نابراين نه براي انتسابات خانوادگي ارزش استقلالي قائل هستم و نه در نادرستي رفتار و افكار گروهها و جريانات، شخصيت ها و دوستانم مسامحه مي كنم اگرچه اينكه خداوند مرا در جمع صالحان از آنان قرار داده به خود مي بالم.

3. هرگز نگفته ام بمب اتم داريم بلكه گفته و مي گويم كه مفاد آيه " و اعدوا لهم ما استطعتم من قوة" را بايد جنابعالي و ما عمل كنيم، نه آنكه مرعوب عربده هاي اراذل و اوباش غربي شويم.

4. هيچ وقت با برادراني همچون جناب حجة الاسلام و المسلمين خاتمي و برادرم جناب محمد هاشمي رفسنجاني، دشمني نداشته و ندارم اگرچه ممكن است در برخي امور هم سليقه نباشم ولي ارزشهاي وجودي آنان را نه انكار مي كنم و نه نفي آنان را مطابق با انصاف مي دانم. براي اينكه براي جنابعالي كه مدعي طرفداري از آنان هستيد عقيده ام را با صراحت بيان كنم تذكرأ مي گويم :

• برادرم جناب حجة الاسلام و المسلمين خاتمي را سرداري بزرگ و روحاني شجاعي مي دانم كه با فرهنگ و ادبيات زيبايش چهره ي حقيقي بسياري از تفكرات صدفي ناب شيعي حزب الله را به جهانيان عرضه نمود. او بزرگ مردي است كه صداقت و پايبنديش به ارزشهاي امام و رهبري را در سخت ترين شرايط نشان داد و من اميدوارم سازمان جهاني حزب الله از وجود اين عزيز انقلاب استفاده جامع و كافي ببرد!!!

• برادرم جناب محمد هاشمي را مردي بزرگ، صالح، متقي، توانمند، ولائي و عاشق اهل البيت عليهم السلام مي دانم. ارتباط اين جانب با او در نهايت درجه ي دوستي بوده و هست. اگر در كشور، به تعداد اندكي همچون او مي داشتيم اين گونه با مشكلات و آسيب ها مواجه نبوديم حال هم اگر جنابعالي از خود ايشان در مورد دوستيمان مي پرسيديد مي فهميديد كه چقدر اشتباه كرده ايد و بر خلاف منش روحانيت به اختلاف افكني و سعايت دست يازيده ايد!!!

5. آنچه كه در تهديد آمريكا و منافع كثيفشان گفته و مي گويم تهديد توخالي نبوده و نيست. اميدوارم روزي واقعيت ها و توانايي هاي حزب الله بر همگان روشن شود!!!!

6. در طول سالهاي گذشته هرگز حزب الله آرامش نداشته و اين حضرت عالي و ساير جريانات هستيد كه از كارها و برنامه هاي تئوريك و آموزشي حزب الله خبر نداريد. اكنون پس از سالهاي فوق حداقل 560 جلد كتاب هاي حزب الله در سطوح مختلف آماده چاپ شده و در تمامي رشته هاي علوم عقلي، نقلي، انساني و… دكترين هاي حزب الله تدوين شده است. چيزي كه جنابعالي و ساير جريانات سياسي اندر خم يك كوچه ي آنيد. حزب الله توانسته است قوي ترين مباني نظري را از متون وحياني و بر اساس مدل هاي برگرفته از منابع ديني آماده ساخته و بر طبق برنامه هاي خود آن را در طي تقويم اجرايي خاص به نيروهاي حزب الله سراسر جهان عرضه خواهد كرد. و اين همان قدرت برتر سازمان جهاني حزب الله بر تمامي آكادمي ها، دانشكده ها و مراكز طرح و برنامه ي غربي و غرب زده خواهد بود. اگر از دوستان خود كه از مجموعه هاي حزب الله بازديد كرده اند بپرسيد جنابعالي را از خواب غفلت بيدار خواهند كرد.

7. اينجانب در انجام وظايف ديني ام بر اساس تشخيص اجتهادي خود عمل كرده و مي كنم و در راه اجراي آن بدون كوچكترين اهمالي همت خواهم گمارد و به توصيه به سكوت افرادي مانند جنابعالي و يا تحريك به قيام هر كس و ناكس گوش فرا نخواهم داد. از اينكه مدعي دوستي از دوران كودكي با اينجانب بوده ايد و اين چنين از وضعيت روحي و فكري ام بي خبريد در حيرتم !

8. كانديداي حزب الله جناحي نيست. اينجانب به برخي از عناصر جناح راست و يا جناح چپ كوچكترين علاقه اي نداشته و ندارم. بسياري از آنان دين خدا و روحانيت را بازيچه ي خود كرده و بعضأ خود را قيم روحانيت مي دانند و بنابراين تهمت گرايش من به آنان دروغ بوده ولو اندك مرداني از آنان را از صالحان انقلاب مي دانم.

9. اگر خود معترفيد از كودكي با شما آشنايي داشته ام اين حق را نيز دارم كه جنابعالي را نصيحت كنم تا شئونات روحانيت را حفظ و از غلتيدن در انديشه هاي انحرافي و هم نشيني با عناصري كه ضد دين اند پرهيز كنيد. آيا جنابعالي اگر به محضر مقدس امام زمان (عج) شرفياب مي شديد

مي توانستيد از گذشته و حال خود گزارش مقبولي ارائه كنيد؟

كاش به گوشه اي از اعتقادات پاك گذشته تان توجه مي كرديد و عمرتان را براي اشاعه ي فرهنگ معنوي پدرتان در قالب الفاظي زيبا و منطقي صرف مي نموديد و خود را از سرداران روشنفكر جامعه ي ديني شيعه مي نموديد.

 

و ما علي الرسول الا البلاغ

برادر كوچكتان

سيد محمد باقر خرازي

27/11/83

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم فروردین 1387ساعت 19:56  توسط مصطفی  | 

 

 

طیف مهدی کروبی که نوروز 87 را با نامه رسول منتجب‌نیا به سید محمد خاتمی عملاً با «حمله به اصلاح‌طلبان» آغاز کرده بود، اولین روز کاری امسال را با حمله‌ای جدی‌تر و صریح‌تر شروع کرد. حملاتی که پس از شکست سنگین حزب اعتمادملی در انتخابات مجلس هشتم هر روز شدت بیشتری گرفته است.

                                                       

فاطمه کروبی سخنگوی ائتلاف مردمی اصلاحات و همسر حجت‌الاسلام کروبی روز شنبه در نخستین کنفرانس خبری خود پیشاپیش تصریح کرد که تعامل این طیف با سایر اصلاح‌طلبان در انتخابات ریاست ‌جمهوری آینده را بعید می‌داند. وی همچنین اصلاح‌طلبان را به «انحصارگری»، «افراطی‌گری» و «خودخواهی» متهم ساخت و «فاصله گرفتن خاتمی از اطرافیانش» را پیش‌شرط تعامل طیف کروبی با اصلاح‌طلبان در انتخابات ریاست ‌جمهوری دانست.

 

فاطمه کروبی در بخشی از انتقادات خود به اصلاح‌طلبان گفت: گروهی منزوی، افراطی و انحصارگر با اقدامات غیرعقلانی خود اصلاحات را مصادره كردند. اتوبوس اصلاحات متاسفانه به جای این‌كه آرام آرام به مقصد برسد با شتاب و نسنجیدگی و به دلیل عدم مدیریت صحیح در دره سقوط كرد و انحصار و وزن‌كشی برخی موجب از هم‌گسیختگی آن شد.

 

وی افزود: در همین دوره نیز در ائتلاف اصلاح‌طلبان شاهد بودیم كه تصمیم‌گیری با گروه‌های تندرو و افراطی بود كه پیش از این مساله‌ رفراندوم و خروج از حاكمیت را مطرح می‌كردند. همان‌هایی که اصلاحات را مصادره کردند و باعث از هم گسیختگی آن شدند.

 

کروبی ادامه داد: با تشکیلات و انحصارگری که در ستاد ائتلاف اصلاح طلبان وجود دارد بعید می دانم که برخی مرزبندی‌ها برداشته شود و اصلاح طلبان برای انتخابات ریاست جمهوری به تعامل برسند، مگر اینکه خاتمی از جمع افراد ذکر شده فاصله بگیرد.

 

وی همچنین با اشاره به اختلافات اعتماد ملی با ستاد ائتلاف اصلاح‌طلبان تاکید کرد: این اختلاف سلیقه عاملی واقعی وغیرقابل اجتناب است که از سال 78 بین برخی اصلاح طلبان بوجود آمد و در دوره دوم ریاست جمهوری آقای خاتمی نیز بیشتر شد. اختلاف سلیقه چیزی نیست كه یك شبه و یك روزه به وجود آمده باشد و یا بشود با نسخه‌ پزشكی آن را علاج كرد.

 

کروبی، حذف کردن نام رسول منتجب‌نیا قائم مقام حزب اعتماد ملی از لیست ائتلاف اصلاح‌طلبان را یکی از مصادیق اختلاف سلیقه اصلاح طلبان دانست و ادامه داد: این امر در مجلس پنجم نیز وجود داشت و نمی توان گفت که اتفاقی تازه بود.

 

با آن که برخی می‌گویند حملات طیف کروبی به اصلاح‌طلبان نوعی تاکتیک سیاسی برای تایید صلاحیت نامزد حزب اعتماد ملی در انتخابات آینده ریاست ‌جمهوری است، اما به نظر می‌رسد که این حملات جدی‌تر از آنی باشد که بتوان آن را یک تاکتیک نامید. تجربه انتخابات مجلس و تایید صلاحیت رسول منتجب‌نیا در آخرین لحظات آن هم پس از یک ماه چانه‌زنی کروبی نشان داد که این حملات چندان به حزب اعتماد ملی در جلب نظر برگزارکنندگان انتخابات کمک نمی‌کند. با توجه به این مساله، حملات اخیر طیف کروبی به اطرافیان خاتمی را شاید بیشتر بتوان فرافکنی شکست سنگین این حزب در انتخابات و نوعی بروز خشم سیاسی دانست.

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم فروردین 1387ساعت 19:29  توسط مصطفی  | 

 

این سطور را کسی می نویسد که زمان انتخابات ریاست جمهوری، حدود یک سال در ستاد انتخاباتی جناب آقای محسن رضایی فعالیت داشته و از نزدیک در جریان مسائل رقابت های انتخاباتی بسیاری از طیف های سیاسی هم بوده است.
پس از انتخابات اخیر مجلس (هشتم) و شکست ائتلافی که یک محور اصلی و عمده آن شخص آقای رضایی بود (ائتلاف فراگیر اصولگرایان) نوع رفتار سیاسی این فرد و اشخاص اطراف وی نیاز به یک بررسی جدی دارد که در این مجال به گوشه هایی از آن می پردازم.

 محسن رضایی

1 . محسن رضایی پس از خروج از سپاه و تصمیم به حضور در فعالیت های سیاسی، از آنجا که همیشه خود را حامل جریانی مهم از انقلاب می دانست، تز تکراری جریان سوم (یعنی جریان خودش) را ورای جریان راست و چپ آن موقع مطرح کرد و پس از این دیگر جریانات سیاسی را از جهات مختلف متهم نمود، به این نیت که جریان سوم را در کشور جاری و ساری کند ـ رضایی موفق نشد: نه در انتخابات مجلس ششم، نه در انتخابات مجلس هفتم ( که در آنجا نیز مبدع فهرست موازی بود) و نه در هیچ انتخابات دیگری ـ اشتباه اساسی او در محاسبه این مساله بود که در جریان جنگ تحمیلی و خیزش استعداد شگرف معنوی و اجرایی جوانان کشور او خودش را یک پای اصلی کار می دانست، کافی است  به مصاحبه های تلویزیونی و مطبوعاتی همین یک سال گذشته سردار نظری بیاندازیم تا میزان استفاده از کلمه «من این کار را کردم» و  «من  آن کار را کردم» را بسنجیم. جنگ به مثابه رویداد اصلی کشور در طول 8 سال نیروهای مخلص و توانمند انقلاب را در دل نیروی مردمی دفاع از این کیان یعنی بسیج و سپاه قرارداد و اصولاً این به معنای آن نیست که هرکسی فرمانده این ارگان بوده بتواند این خیزش را مصادره به مطلوب کند ـ هر چند نقش فرماندهی را بی تردید نمی توان منکر شد ـ همانطور که سوالات بسیاری از نظر اتخاذ تاکتیک های جنگی و عدم محاسبات دقیق در شکست های بدر، بازپس دهی فاو، شملچه ، مجنون و کلیه اراضی به تصرف درآمده طی سالهای63، 64 ، 65 و 66 و باز پس دهی عجیب آنها به عراق طی کمتر از 3 ماه اول سال 67 وجود دارد.
علی ایحال، محسن رضایی براساس یک برآورد اشتباه فکر کرد که می تواند به عنوان یک شخصیت مستقل لیدر یک جریان عمده کشور شود و او در این زمینه برروی نیروهای توانمند خارج و داخل سپاه بسیار حساب کرده بود، اما زمان نشان داد که خروج او از سپاه محبوبیت چندانی برای او در میان این نهاد انقلابی باقی نگذاشته است. اما رضایی پس از شکست های مکرر به مشورت مشاورانی همچون «امیرعلی امیری» که خیلی ها او را همه کاره مالی و سیاسی آقای رضایی می دانند از تجربیات درسی نگرفت و تن به شکست دیگری داد.

 2. شکست اخیر «ائتلاف فراگیر اصولگرایان» (فهرست موازی در برابر جبهه متحد اصولگرایان )که کاندیداهای این ائتلاف جایی در میان نفرات برگزیده تهران نیافتند، درسهایی بسیاری برای آقای رضایی می تواند داشته باشد اگر به آنها توجه کند. در شرایطی که اکثر شخصیت های سیاسی اصولگرا و نیروهای انقلاب برضرورت وحدت تاکید کردند آقای رضایی با راه اندازی یک فهرست موازی و استفاده از نام مشابه درصدد برآمد که با توجه به تلقی مثبتی که اکنون بطور نسبی در جامعه نسبت به اصولگرایان به عنوان «نیروی کار و خدمت» به وجود آمده، رای اصولگرایان را از آن خود کند، این در حالی است که فراموش نکرده ایم زمانی را که «جریان سوم» آقای رضایی مدعی بود نه اصولگرا است و نه اصلاح طلب؛ لذا استفاده از تابلو اصولگرایی کمی غیراخلاقی می نمود و این در تحلیل آرای مردم در تهران مشهود بود.

 3 . رضایی سعی کرد با استفاده از نام هایی  چون علی لاریجانی و محمد باقر قالیباف که اختلافات اجرایی با دولت داشتند، جریان انتخاباتی خود را جامع تر نشان دهد اما این گونه هم نشد. آقای لاریجانی 3 روز مانده به انتخابات به طور واضح از «جبهه متحد اصولگرایان حمایت کرد» که البته حمایت «رایحه خوش خدمت» از فهرست جامعه مدرسین در شهر قم که یکی از افراد آن فهرست علی لاریجانی بود در این حمایت از جبهه متحد و نزدیکی نسبی بی تاثیر نبود. این حرکت آقای لاریجانی به نوعی «رضایی» را مات کرد، رضایی در تماس تلفنی مراتب دلخوری خود را از این حرکت لاریجانی ابراز داشت. قضیه به این ختم نشد؛ پس از انتشار بروشورهایی در سطح گسترده توسط «ائتلاف فراگیر اصولگرایان» که عکس لاریجانی بر روی آن به عنوان حامی آمده بود، لاریجانی عصبانی از این اقدام غیراخلاقی طی یک تماس تلفنی مراتب اعتراض شدید خودر را به رضایی ابراز داشت، حتی در برخی محافل نقل شده که لاریجانی به رضایی گفته که از او شکایت خواهد کرد.
قالیباف هم حدود یک هفته قبل از انتخابات نه به طور شفاف بلکه غیرمستقیم به نقل از حسین فدایی (عضو جمعیت ایثارگران) حمایت ضعیف خود را از جبهه متحد ابراز داشته بود ـ توصیه های اخلاقی مقامات عالی نظام در این حمایت نصف و نیمه بی تاثیر نبود ـ به هر حال، قالیباف که سعی می کرد حضور خود را در پشت ائتلاف فراگیر اصولگرایان نه تایید و نه تکذیب کند، مجبور شد به طور تلویحی و به نقل از شخص ثالثی از جبهه متحد حمایت کند به این صورت که «حسین فدایی این موضع را اعلام کند و قالیباف هم تکذیب نکند».

4 . یکی از اشتباهات رضایی، خطای محاسبه برروی افرادی همچون لاریجانی و قالیباف بود. اصولاً این افراد کسانی نیستند که خود را بخواهند به پای رضایی بسوزانند و همین خطای استراتژیک موجب از هم پاشیده شدن این جریان زود گذر شد.
لاریجانی همیشه معیار عقلانیت سیاسی جریان اصولگرایان بوده و قالیباف هم حاضر نیست در بازی سیاسی، «بدنامی» را ارزانی خود کند.

 5 . مشکل دیگری که رضایی در زمان انتخابات ریاست جمهوری با آن دست پنجه نرم  کرد و به جایی نرسید، پدیده ای  به نام «قالیباف» بود. قالیباف از همان نسلی برمی خواست که رضایی داعیه دار رهبری اش را داشت: نسل جنگ.
اما فرق قالیباف با او در این بود که قالیباف در این مدت مسئولیت های متنوع دیگری را هم تجربه کرده بود ، خوش تیپ تر بود (!) ، خلبان هم شده بود(!) ، و چند مزیت دیگر. تصور رضایی و اطرافیانش در ابتدا براین بود که در این انتخابات قالیباف به حمایت از رضایی برخواهد خواست، چرا که نیروی زیردست او در جنگ بوده، پس سردار را تنها نمی گذارد، اشتباه این تحلیل زمانی مشخص شد که اخبار ستادهای انتخاباتی قالیباف که مخفیانه و چراغ خاموش از ماه ها قبل شروع به سازماندهی و فعالیت کرده بودند به گوش رضایی رسید؛ او ابتدا باور نکرد تا اینکه از خود فرماندهی وقت نیروی انتظامی این را شنید که قصد حضور جدی در انتخابات را دارد، تلاش های اطرافیان آقای رضایی در متقاعد کردن قالیباف برای حمایت از فرمانده سابق نتیجه نداد و حتی قالیباف این پیشنهاد را مطرح نمود که رضایی از نیروی «جوان»تری چون او حمایت کند. این مساله برای رضایی و دوستانش بسیار سنگین آمد. هر چند در آن زمان بسیاری از اعضای ستاد رضایی، امیرعلی امیری، رئیس ستاد انتخاباتی محسن رضایی که بسیار به قالیباف هم نزدیک بود را متهم کردند که رضایی را فدای قالیباف کرده و این را به خاطر نابسامانی های موجود در ستاد انتخاباتی می گفتند.
پدیده قالیباف این بار هم در انتخابات مجلس هشتم به محسن رضایی نشان داد که زیر بیرق او نخواهد آمد. اما آیا رضایی این اشتباه را تکرار می کند؟

 6 . عدم مشخص شدن تکلیف محسن رضایی در مواجهه با شخصیتی همچون هاشمی رفسنجانی یکی دیگر از نقاط مبهم پرونده رضایی است. رضایی همیشه در بحث های دو طرفه پیش آمده میان خودش با هاشمی، در عرصه عمومی مغلوب بوده است، هر مورد از این بحث ها با سخنانی از رضایی درمورد جنگ شروع می شود و با پاتک هاشمی به پایان می رسد. نمونه اخیر آن سال گذشته پیش آمد که باز با پیروزی هاشمی(به تصور مشاورانش) همراه شد؛ در نهایت هم رضایی به این جمله بسنده کرد که  «رازهایی دارد که بعدا خواهد گفت»، هر چند که در آن اختلافات، رضایی و هاشمی به عدم خویشتنداری محکوم شدند، اما گفتن یک باره و دوباره عبارت فوق، رضایی را راضی نکرد و سردار بارها این عبارت را در همایش های مربوط به دفاع مقدس بیان کرد. به  هر حال رضایی زمانی با هاشمی درگیر می شود تا شانه از برخی شکست های جنگ خالی کند و زمانی با او همکاری می کند و از هاشمی توقع حمایت دارد، این یکی از پارادوکس های شخصیت رضایی است.

 7 . حضور کاندیداهایی نزدیک به محسن رضایی که اسم آنها در ائتلاف فراگیر اصولگرایان هم دیده می شد در فهرست حزب اعتماد ملی از دیگر نقاط مبهم عملکرد رضایی در این دوره  است. این حرکت نه تنها با داعیه جریان سومی رضایی و نفی اصولگرایان و اصلاح طلبان سازگار نبود بلکه ائتلاف فراگیر اصولگرایان را به سان یک مجموعه التقاطی نمایش داد که معلوم نیست عمود خیمه اش را در چه نقطه ای به زمین کوبیده و همین بی هویتی در شکست آن بی تاثیر نبود.
همه این عوامل شرایطی را به دست می دهد که یکی از کسانی که رضایی در انتخابات مجلس هشتم روی نام او بسیار حساب باز کرده بود در یک محفل خصوصی بگوید که «رضایی قواعد سیاست را نمی داند»، رضایی هنوز احساس نکرده از مسند یک نظامی خارج شده و لزوماً هر چه بگوید گفته فرماندهی نیست که برای سایرین و نیروهای زیردستش لازم الاجرا باشد، زمین سیاست با زمین نظامی گری متفاوت است و رضایی هنوز  این مساله را درک نکرده است. (شریف نیوز)

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387ساعت 10:33  توسط مصطفی  |